چگونه خوشه های اقتصادی منجر به توسعه جهانی سازی می شوند. بخش اول

۱۸ فروردین ۱۳۹۸
4
چگونه خوشه های اقتصادی منجر به توسعه جهانی سازی می شوند. بخش اول

تئوری خوشه اقتصادی برای توصیف رشد بسیاری از صنایع از جمله صنعت خودروسازی در دیترویت ، صنایع فوق پیشرفته در سیلیکون ولی و رسانه های دیجیتال در سئول استفاده شده است. این مناطق ، از تمرکز منابع مکمل سود می برند که شامل دانشگاه های تحقیقاتی پیشگام ، هزینه پایین یا نیروی آموزش دیده بالا و ویژگی های جغرافیایی مطلوب هستند. درک شیوه عملکرد خوشه ها به دولت ها در توسعه سیاست های موثر برای ایجاد آن ها و به کارافرینان در ایجاد کسب و کارها کمک می کند. در حال حاضر ، یک مقاله پژوهشی جدید نشان می دهد که خوشه های اقتصادی که معمولا برای توضیح توسعه در اقتصادهای محلی استفاده می شوند ، تأثیر بسیار گسترده ای بر اقتصاد جهانی داشته اند که به طور کلی شناخته شده اند. والریا جیاکومین ، همکار هاروارد و نیوکن ، خوشه ها را "بلوک های ساختمانی اقتصاد جهانی" می خواند. جیاکومین خاطرنشان می کند که خوشه ها مدت ها قبل از نامگذاری آن ، در توسعه صنایع دوران استعمار و پیش از آن ، نشان داده شده است. جیاکومین در مقاله کار خود یک رویکرد تاریخی برای خوشه بندی در اقتصادهای نوظهور (pdf) استفاده از این واقعیت را پیشنهاد می دهد ، ارائه دیدگاه طولانی تر و گسترده ای از خوشه ها و نقش آنها در اقتصادهای در حال توسعه و جهانی شدن در بزرگ.

 

 

جیاکومین می گوید: "مفهوم خوشه اغلب برای فاکتورهای محلی مورد استفاده قرار می گیرد ، اما آگاهی رو به رشدی وجود دارد که بسیاری از خوشه ها نیز توسط نیروهای خارجی نظیر سرمایه گذاری مستقیم خارجی و شرکت های چند ملیتی هدایت می شوند که نتیجه آن ارتباطی است که از طریق دانش ایجاد می شود مبادله در سطح محلی یا در سراسر شبکه های خوشه گسترده تر است." به این معنا ، او می گوید ، خوشه ها عامل توسعه می شوند ، که پیامدهای کنونی برای فروشگاه های آنلاین ، دولت ها و بازیگران فردی ، به ویژه در اقتصادهای در حال ظهور دارد.

 

تجزیه تحلیل روغن پالم و اکوتوریسم

جیاکومین درباره دو مورد بسیار متفاوت برای تجزیه و تحلیل این پدیده ترسیم می کند ، ابتدا تحولات خوشه های پلاستیکی لاستیک و نخل در آسیای جنوب شرقی از 1900 تا 1970 و سپس بررسی تحقیقات اخیر در مورد افزایش خوشه زیست محیطی کاستاریکا از 1940 تا 2000. جیاکومین می گوید: به عنوان یک صنعت کاشت  ، صنایع نفت لاستیکی و نخل در اندونزی و مالزی نمی توان یک نیروی متمدن را در نظر گرفت. با این حال ، پس از آنکه خوشه های لاستیکی بر مبنای املاک خارجی سرمایه گذاری در منطقه توسعه یافتند ، کشاورزان خرده مالکی کارآفرینی بر زیرساخت های موجود سرمایه گذاری کردند تا از لاستیک های اطراف لانه های کاشته شده در مزرعه ، تولید لاستیک را به طور موازی با آنچه که توسط املاک مستقیم سرمایه گذاری خارجی ساخته شده بود ، سرمایه گذاری کنند. این افزایش در عرضه موجب کاهش قیمت ها در بازارهای بین المللی شد و سرانجام شرکت های چندملیتی را به حرکت در روغن نخل تبدیل کرد. این محصول بسیار باارزشتر برای فرایند با موانع بیشتر برای ورود به کشاورزان کوچک است.

جیاکومین می گوید نیروهای ژئوپلیتیک همچنین در صنایع نفت نخل نقش داشته اند. پس از جنگ جهانی دوم ، دولت حمایت شده توسط کمونیست اندونزی ، منافع تجاری استعماری را متزلزل کرد ، در حالی که دولت مالزی ، یک رویکرد نرم تر را در پیش گرفت ، به این ترتیب شرکت ها توانستند عملیات خود را در جریان برنامه های آموزشی و توسعه ای که به کشاورزان خرده مالکان از لاستیک تغییر می کردند ، ادامه دهند. مواد سنتتیک ، دیگر به عنوان سود آور و مطمئن سرمایه گذاری بود که یک بار آن را به روغن نخل بود. یونیلور ، بزرگترین دارنده خصوصی و خریدار روغن نخل (ماده ای است که در "صابون روشنایی خورشیدی" و دیگر محصولاتش استفاده می شود) ، دارایی های خود را از بومی غرب آفریقا به کالای مالزی متمایز می کند. جیاکومین در دهه 1950 و 1960 می نویسد: این دو مکان ، دانش خود را از تولید روغن نخل به اشتراک گذاشتند ، حتی در حالی که آنها برای سهم بازار به رقابت پرداختند. این مسابقه ای بود که مالزی در نهایت با توجه به شرایط سیاسی و پایدارتر و کیفیت بالاتر نهادها به دست آورد.

جیاکومین می گوید: "از آنجایی که دولت مالزی در ایجاد سیاست هایی که باعث انتقال از لاستیک به صنعت نفت نخل شد ، توانست مردم محلی را از وضعیتی که در ابتدا بسیار مثبت نبود ، استفاده کند. با این گفتن ، او اذعان دارد ، می توان گفت که صنعت نفت نخل امروزه منبع اصلی جنگل زدایی در آسیای جنوب شرقی است و همیشه در خط مقدم اقدامات پایداری نیست. "برای بهبود این فرایندها می توانیم مدتی طول بکشد ، و من فکر می کنم صنعت در این مسیر حرکت می کند. اما ، در دهه های 1960 و 70، خوشه نفت نخل یک موتور بزرگ رشد و زیرساخت برای مناطق روستایی بود. راه هایی برای تغییر یک صنعت وجود دارد که به عنوان استخراج کننده برای ایجاد اثرات خارجی که به توسعه کمک می کند ، آغاز می شود. " در مورد صنعت اکوتوریسم کاستاریکا، جیاکومین تجزیه و تحلیل قبلی را با تاریخچه HBS پروفسور جفری جونز و اندرو اسپادا فورا ، پژوهشگر بررسی می کند. جزئیات تحقیق آنها این است که چگونه موسسات آموزشی جمع آوری و به اشتراک گذاری دانش در مورد تنوع زیستی کشور را ، تلاش ، که با حمایت دولت ، به ایجاد ذخایر و پارک های ملی منجر شد.

همانند مالزی ، ثبات نسبی سیاسی کاستاریکا در مقایسه با هم پیمان گواتمالا و نیکاراگوئه ، شرایط تجاری رقابتی را ایجاد کرد. گردشگران خارجی از اروپا و آمریکای شمالی که به وعده یک محیط بکر تبدیل شده بودند ، به کاستاریکا نقل مکان کردند و شروع به راه اندازی کردند که مسکن و تورهای هدایت شده در مناطق حفاظت شده را راه اندازی کرد ، تلاش بسیار موفق بود و اثر مضر گلوله ای ایجاد کرد. جیاکومین می گوید: "این جنبش شهرت کاستاریکا را به عنوان بهشت ​​طبیعی و محدوده حفاظت از خود ساخته است." "در همان زمان ، بازیگران محلی از این هویت نام تجاری بهره گرفتند تا امکانات گردشگری اصلی را که با تلاش های حفاظت و پایداری سازگار نبود ، ایجاد کند. برخی از این کسب و کارها مفهوم پایداری را ایجاد کردند که در ابتدا این خوشه را ایجاد کرد.

 

بخش دوم مقاله را در اینجا بخوانید

به اشتراک بگذارید :
جدیدترین مطالب گروه :